برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
دستم به دامانت در این آغاز فصل سرد / آخر سکوت تو غزل را می کشد برگرد آوار غم بر شانه های شهر را بنگر / شعری بخوان آرامشی پیدا کند این درد . . . . . . غروب جمعه رسیده است و باز تنهایی / غروب این همه غربت چرا نمی آیی؟! زمین به دور سرم چرخ می زند پس کی / تمام می شود این روزهای یلدایی . . . ؟ . . . دیدار یار غایب دانی چه لطف دارد؟ ابری که در بیابان برتشنه ای ببارد . . . تعجیل در فرج آقا صلوات . . . فقط گفتی به ما پرواز ، پرواز! / در زندان غیبت کی شود باز ؟ بدون تو چگونه پرگشاییم؟ / برای هر عمل هستی سر آغاز . . . یا مهدی ادرکنی . . . کوه باید تو را رکوع کند / ماه باید تو را خضوع کند «سرافرازی» به احترام حضور / پیش پای شما خشوع کند . . . . . . برای من بیا امشب دعا کن / مرا از بند این دنیا رها کن بیا و یک نظر بر من بیافکن / سپس من را به دردت مبتلا کن . . . یا اباصالح المهدی . . . ورق های توسل گشته دسته / و انگشتانمان هم پینه بسته فقط از تو سرودیم و نگفتیم / که از اعمالمان هستی تو خسته . . . به امید ظهورش و به امید آمرزش گناهانمان . . . کدام نقطه ی این خاک زیر پا ی تو نیست کدام پاره ی خورشید آشنا ی تو نیست ؟ بگو کدام نسیم شکفته در واد ی است که ذهنش آینه بندانی از صفا ی تو نیست ؟ تعجیل در فرج آقا امام زمان صلوات . . . این جمعه جان حضرت زهرا ظهور کن / قلب غمین منتظران پر سرور کن با یک توسلی به در خانه ی خدا / از جاده ی ظهور بیا و عبور کن . . . . . . خدا کند که رضایم فقط رضای تو باشد / هوای نفس نباشد همه هوای تو باشد خداکند که گزارت فِتد به منظر چشمم / که سجده گاه نمازم به جای پای تو باشد . . . . . . بیا که صبر برایم چه خوب معنا شد / در انتظار ظهورت دلم شکیبا شد تمام دفترعمرم سیاه شد اما / امید دیدن رویت دوباره پیدا شد . . . یا صاحب الزمان ادرکنی ادامه در لینک زیر
. . . این جشنها برای من ” آقا ” نمیشود! شب بـا چـراغ عاریـه، فردا نمیشود خورشیدی و نگـاه مـرا میکنی سفید میخـواستـم ببینـمت؛ امـّا نمیشود! . . . بیا باغ و گل بی قرار تو اند / شب و پـنجره وامدار تواند در این بغض و تردید و ناهمدلی / دل و دیـده در انتظار تو اند . . . . . . کى رفتهاى ز دل، که تمنا کنم تو را؟! کى بودهاى نهفته، که پیدا کنم تو را؟! غیبت نکردهاى، که شوم طالب حضور پنهان نگشتهاى، که هویدا کنم تو را . . . بهار بی گل نرگس شبیه پاییز است / و بـی تــو کلِ زمانهایمان غم انگیز است بیا کـه منجمدانه قیام ممکن نیست / بیا که سهم زمین از بهار ناچیز است . . . . . . وقتى بهسان خورشید از گوشهاى برآیى / روشن شود جهانى وقتى که تو بیایى ماندم در انتظارت اى کوکب هدایت / بنما جمال خود را اى آیت خدایى . . . . . . خدا کند که مرا با خدا کنی آقا / زقید و بند معاصی جدا کنی آقا دعای ما به در بسته می خورد ای کاش / خودت برای ظهورت دعا کنی آقا . . . . . . مهدیا یاران خوبت را مکن از بد جدا / رو سیاه و رو سفیدش جان آقا درهم است . . . برای سلامتی و تعجیل در فرجش صلوات . . . یا امام العصر ، ما زان توایم / بندة انعام و احسان توایم برنمیداریم سر از خاک درت / تا ابد بر عهد و پیمان توایم . . . . . . مه مبارک در ابر آرمیده بیا / امید آخر دلهای داغ دیده بیا به طول غیبت و اشک مدام و سوز دلت / که جان شیعه ز هجران به لب رسیده بیا . . . . . . نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |