برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
کاش از دلبر نشانی داشتیم / بر سر کویش مکانی داشتیم از برای مهدی صاحب الزمان / کاش در دل جمکرانی داشتیم تعجیل در فرج آقا صلوات . . . از فراقت به جوانی همگی پیر شدیم / بی تو از وادی دنیا همگی سیر شدیم بی خود از حادثه ی عشق تو دیوانه و مست / عاشق کوی تو گشتیم و زمین گیر شدیم . . . . . . گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم / گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم . . . ادامه در لینک زیر
. . . از نو شکفت نرگس چشم انتظاری ام / گل کرد خار خار شب بی قراری ام تا شد هزار پاره دل از یک نگاه تو / دیدم هزار چشم در آیینه کاری ام . . . . . . بهار عشق شکوفا نمی شود بی تو / بیا که غنچه ی دل وا نمیشود بی تو بر آی از افق ای آفتاب صبح امید / که شب رسیده و فردا نمی شود بی تو . . . . . . ای منتظر بیا و نظر کن که داغ هجر / با لالههای سوخته دامان چه میکند در حسرت تو دربدری شد نصیب خضر / ورنه به سیر کوه و بیابان چه میکند . . . . . . ای آنکه در نگاهت حجمی زنور داری / کی از مسیر کوچه قصد عبور داری؟ چشم انتظار ماندم، تا بر شبم بتابی / ای آنکه در حجابت دریای نور داری . . . . . . از میان اشک ها خندیده می آید کسی / خواب بیداری ما را دیده می آید کسی با ترنم با ترانه با سروش سبز آب / از گلوی بیشه خشکیده می آید کسی . . . ظهور آقا امام زمان صلوات . . . یک شعر زیبا تقدیم به شما گفتم به مهدی بر من عاشق نظر کن / گفتا تو هم از معصیت صرف نظر کن گفتم به نام نامیت هر دم بنازم / گفتا که از اعمال نیکت سرفرازم گفتم که دیدار تو باشد آرزویم / گفتا که در کوی عمل کن جستجویم گفتم بیا جانم پر از شهد صفا کن / گفتا به عهد بندگی با حق وفا کن گفتم به مهدی بر من دلخسته رو کن / گفتا ز تقوا کسب عز و آبرو کن گفتم دلم با نور ایمان منجلی کن / گفتا تمسک بر کتاب و هم عمل کن گفتم ز حق دارم تمنای سکینه / گفتا بشوی از دل غبار حقد و کینه گفتم رخت را از من واله مگردان / گفتا دلی را با ستم از خود مرنجان گفتم به جان مادرت من را دعا کن / گفتا که جانت پاک از بهر خدا کن گفتم ز هجران تو قلبی تنگ دارم / گفتا ز قول بی عمل من ننگ دارم گفتم دمی با من ز رافت گفتگو کن / گفتا به آب دیده دل را شستشو کن گفتم دلم از بند غم آزاد گردان / گفتا که دل با یاد حق آباد گردان گفتم که شام تا دلها را سحر کن / گفتا دعا همواره با اشک بصر کن گفتم که از هجران رویت بی قرارم / گفتا که روز وصل را در انتظارم نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |