برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
شوریده سری که شرح ایمان می کرد / هفتاد و دو فصل سرخ عنوان می کرد با نای بریده نیز بر منبر نی / تفسیر خجسته ای ز قرآن می کرد . . . شهادت امام حسین(ع) تسلیت باد . . . شش ماهه على به دوش بابش دادند / یک جام از آن باده نابش دادند چون با لب تشنه حاجت آب نمود / با تیر سه شعبه اى جوابش دادند . . . . . . این خاک به خون عاشقان آذین است این است در این قبیله آیین ، این است زاین روست که بی سوار برمی گردد اسب تو که زین و یال آن خونین است . . . . . . مه، بارقه اى ست در شبستان حسین شب، حادثه اى ز درد پنهان حسین هر صبح، ز دامن افق، خون آلود خورشید برآید از گریبان حسین . . . . . . حسین ، کشته دیروز و رهبر روز است قیام اوست ، که پیوسته نهضت آموز است تمام زندگی او ، عقیده بود و جهاد اگر چه مدت جنگ حسین ، یک روز است . . . . . . هر سال برای تو سیه می پوشیم / در دسته ی عاشقان علم بر دوشیم ما، بعد هزار و چارصد سال هنوز / با یاد لب تو آب را می نوشیم . . . . . . خط تو با خون تو آغاز می شود، از آن زمان که تو ایستادی دین راه افتاد و چون فرو افتادی، حق برخاست. یا حسین . . . لب تشنه ام از سپیده آبم بدهید جامی ز زلال آفتابم بدهید من پرسش سوزان حسینم یاران با حنجره عشق جوابم بدهید . . . . . . در عزای شه دین کرببلا می لرزد / نه همین کرببلا عرض و سما می لرزد گوئیا ناله زهرا رسد از دور به گوش / کاین چنین دست و تن شمر دغا می لرزد . . . زد شرر بر قلب خونین تو، در دشت بلا داغ مرگ اکبر گلگون قبایت، یا حسین جان فدا کردى به راه مکتب آزادگى جان هر آزاده اى گردد، فدایت یا حسین . . . . . . صد نوا خیزد ز ناى نینوایت، یا حسین / نغمه هاى عشق باشد در نوایت، یا حسین میزند آتش، به قلب دوستانت دم به دم / داستان جانگداز کربلایت، یا حسین . . . به جز اینکه امام حسین در عاشورا شهید شده است عاشورا نیز در تاریخ شهید شده است. و پیام اصلی عاشورا(عدالت) نیز فراموش شده است. پس در هر عاشورایی دو شهید موجود است و بر هر شهیدی نوحه ای واجب. . . . امــام صابــران بـودم، خمیدم / جدا از شاخه شد یـاس امیدم چو دست از جسم عباسم جدا شد / سـر خود را به نوک نیزه دیدم . . . هر که مرا به روضه تو راه داده است تاج محبت تو به فرقم نهاده است از ابتدای خلقت حق در دو چشم ما تصویری از عزای محرم فتاده است . . .
. . . هفتاد و دو سینه سرخ هجرت کردند / با سرورِ آفتاب بیعت کردند رفتند و به دریای ابد پیوستند / چون رود ، به اصل خویش رجعت کردند . . . . . . اى که دل ها همه از داغ غمت غمگین است / وى که از خون تو صحراى بلا رنگین است نرود یاد لب تشنه ات از خاطره ها / هر که را مى نگرم از غم تو غمگین است . . . . . . الحق که به ما درس وفا داد حسین (ع) / هر چیز که داشت بیریا داد حسین (ع) یعنی که تأملی کنید ای یاران ! / آن هستی خود زکف چرا داد حسین (ع) . . . ؟ . . . آن حسینى که شرف یافته دین از شرفش سر و جان داد ز کف تا نرود دین ز کفش هدف تیر بلا ساخت على اصغر خویش تا که سرمشق بگیرد بشر از این هدفش . . . . . . همواره تجّسم قیام است حسین (ع) در سینة عاشقان ، پیام است حسین (ع) در دفتر شعر ما ، ردیف است هنوز دل چسبترین شعر کلام است حسین (ع) . . . عشقی به حسین عشق زینب نشود / این عشق جدا ز شیعه یارب نشود در روز و شبی که من نگریم ز غمش / آن شام سحر و آن سحرم شب نشود . . . ماهی که ز آفتاب روشن تر بود لب تشنه آب و تشنه باور بود می رفت و دل از حسین می برد که او پیغمبر کربلا، علی اکبر بود . . . هلال خون، مه خون، ماه اشک، ماه عزاست عزای کیست؟ گمانم عزای خون خداست خمیده قامت گردون، شکسته پشت فلک روانه خون دل از چشم آدم و حوّاست . . . ازبهر ستیز و مرگ ، آماده شوید / در محضر عشق دوست ، افتاده شوید از خون حسین بشنوید این پیغام / در طول زمان همیشه آزاده شوید . . . چون دید به نوک نی سرش را خورشید بر خاک، تن مطهرش را خورشید آرام ، حریر نور خود را گسترد پوشاند برهنه پیکرش را خورشید . . . به جای جای دلم جای پای تو است حسین خوشم که حنجره ام نینوای تو است حسین هزار چشمه ی اشکم اگر دهند به چشم خدا گواهست که وقف عزای تو است حسین . . . باز شد ماه محرّم، کربلا را بنگرید / حجّ عاشورای خون، سعی و صفا را بنگرید وعدهگاه وصل جانان، قبلهگاه اهل دل / کوی هفتادودو قربانی، منا را بنگرید . . . ای از ازل به مهر تو دل آشنا حسین / وی تا ابد لوای عزایت به پا حسین هر ماه در عزای تو، ماه محرّم است / هرجا بود به یاد غمت کربلا حسین . . . خاک حرمت ، مهر نماز است حسین (ع) راه تو ، همیشه چارهساز است حسین (ع) ای خون تو دشنه بر گلوگاه ستم از خون تو شیعه ، سرافزار است حسین(ع) . . . کسی چون من گل پرپر نبیند گلـوی پـاره اصغـر نبینـد بدست خویش کندم قبر او را که این قنداقه را مادر نبیند . . . . . . در دشت عطش ، لاله صفت سوخت حسین (ع) تا مشعل آزادگی افروخت حسین (ع) بر لوح فلق ، تا به قیامت ، نقش است درسی که زخون ، به خلق آموخت حسین (ع) . . . هم «حیّ علی الفّلاح » او خونین بود هم سجده بی سلاح او خونین بود افسوس که چند ساعتی بعد نماز پیشانی ذوالجناح او خونین بود . . . . . . آن روز که آهنگ سفر داشت حسین (ع) از راز شهادتش خبر داشت حسین (ع) از بهر سرودن یکی قطعة سرخ هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین (ع) . . . اصغر که نسیم عشق مویش بوسید / خورشید ولایت سر و رویش بوسید می خواست حسین تا ببوسد لب او / تیر آمد و زودتر گلویش بوسید نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |