برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش . . . التماس دعا . . . دلم دریاچه ی غم شد دوباره / قد آیینه ها خم شد دوباره صدای سنج و دمام اومد از دور / بخون ای دل محرم شد دوباره . . . . . . عالم ، همه خاک کربلا بایدمان پیوسته به لب ، خدا خدا بایدمان تا پاک شود ، زمین ز ابنای یزید همواره حسین ، مقتدا بایدمان . . . . . .
محرم آمد و دلها غمین شد / غم و عشق وبلا با هم اجین شد حسین آماده بهر جانفشانی است / دوباره فاطمه قلبش حزین شد . . . . . . ضریح تو داره عطر گل یاس نوازش های دستت میشه احساس کی میدونه آقا پر میشه شاید شبا سقا خونه ات با مشک عباس . . . . . . محرم ماه آن عبدخدا محرم اسرار آن هستی فزا محرم ماهی که در آن ریختندند میان کربلا خون خدا . . . عرض تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ایام محرم . . .
جانـت بـه کــویــر تفتــه دریـا بخشید / هفتاد و دو گل ، به متن صحرا بخشید بـــا جلـــوه ی کــربـلای عـاشـورایی / خـون تــو بـه رنگ سرخ معنا بخشید . . . . . . پیراهنی از زخم، به تن دوخته است این رسم، ز حضرت غم آموخته است ای سـرو تمــاشاییِ ایــمان، عبـاس! دل، شعله به شعله، در غمت سوخته است . . . . . . چشمان زمین دوباره تر خواهد شد ماه از سر شب بدون سر خواهد شد تاریخ دوباره به خودش می لرزد شق القمری بزرگتر خواهد شد . . . . . . این نیزه مرا به عشقتان میدوزد / در عمق وجود شعله می افروزد امسال اگرچه در زمستانم باز / از بردن اسم تو لبم می سوزد . . .
. . . فریاد حسین را شنیدیم همه / از کوفه به سوی او دویدیم همه رفتیم به کربلا ولی برگشتیم / از شمر امان نامه خریدیم همه . . . . . . محرم در حریم کربلاتندیس شد محرم همره نام حسین تقدیس شد محرم با حسین اشک است وخون محرم با حسین دشت جنون . . . خود را چو ز نسل نور می نامیدند رفتند و به کوی دوست آرامیدند سیراب شدند زآن که در اوج عطش آن حادثه را به شوق آشامیدند . . . . . . دو دیده اشک، باران است ، محرم / ز سوگ ، جمله یاران است ، محرم جهان می بارد ، اشک ، داغ یاران / ز ظلم ، نابکاران است ، محرم . . . . . . محرم باز هم نوبت توست / که بگشایی تمام خاطراتت ز ایامی که در آن بود شیون / گهی نالیدن و گه سر بریدن . . . . . . تـا هست جهــان شـور محــرم باقیست این جلوه ی جان در همه عالـم باقیست ازنـالـه ی نـیـنــوای یـاران حسـیـن همواره به لب زمـزمه ی غم باقیست . . . نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |