برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
هرچند تیر ، مشک و دلم را دریده است/ ای آب همتی کن و تا خیمه ها مریز . . . سلام برعبدصالح خدا . . . کنار دل و دست و دریا ، اباالفضل / تو را دیده ام بارها یا اباالفضل تو، از آب، می آمدی، مشک بر دوش / و من ، در تو ، غرق تماشا یا اباالفضل . . . یادم ز وفای اشجع الناس آید / از چشم ترم سوده الماس آید آید به جهان اگر حسین دگری / هیهات برادری چو عباس آید . . . . . . چون لاله چرا به خون نشستی ، عباس /کو در تن صد چاک تو دستی ، عباس ؟ ای سرو قلم قلم روی صفحه ی خاک / رفتی کمر مرا شکستی ، عباس . . . . . . در کلاس عاشقی عباس غوغا می کند / در دل هر عاشقی عباس مأوا می کند هر کسی خواهد رود در مکتب عشق حسین / ثبت نامش را فقط عباس امضاء می کند . . . دلم مست و لبم مست و سرم مست بخون ای دل که صبرم رفته از دست بخون ای دل محرم اومد از راه بخون اجر تو با عباس بی دست . . . دامن علقمه و باغ گل یاس یکی است قمر هاشمیان بین همه ناس یکی است سیر کردم عدد ابجد و دیدم به حساب نام زیبای اباصالح و عباس یکی است . . . عباس یعنی ذکر طوفانی مهدی / عباس آوای غزل خوانی مهدی درک محرم کرده ای دانی چه گویم / عباس یعنی اوج مهمانی مهدی . . . کربلا لبریز عطر یاس شد / نوبت جانبازی عباس شد ادامه در لینک زیر
. . . دانی از چه رو گاه گاه آید زلزله چون زمین هم میکند با نام زینب هلهله دانی از چه رو گاه گاه توفان میشود صحنه جنگیدن عباس اکران میشود . . . ایمان و وفا سایه ی بالای تو بود / ایثار علی (ع)نقش به سیمای تو بود گر لب نزدی به اب دریا عباس(ع) / دریای ادب میان لبهای تو بود . . . عباس لوای هفت افراشته است / وین راز به خون خویش بنگاشته است او پرچم انقلاب عاشورا را / با دست بریده اش بپا داشته است . . . با خدا عباس وقتی دست داد / هر دو دست خویش را از دست داد نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |