برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
خدایا من حواسم به همه هست به جز تو پس تو هم حق داری، حواست به همه باشه به جز من . . . . . . از تصادف جان سالم بدر برده بود و می گفت زندگی خود را مدیون ماشین مدل بالایش است و خدا همچنان لبخند می زد . . . . . . الهی در شب قبرم بسوزان / ولی محتاج نامردان مگردان اعطا کن دست بخشش همتت را / خجل از روی محتاجان مگردان . . . . . . یا رب گناه جمله جهان را به ما ببخش / ما را سپس به رحمت بی منتها ببخش هر چند ما نه ایم سزاوار رحمتت / ما را بدانچه نیست سزاوار ما ببخش . . . . . . خدایا راهی نمیبینم ، آینده پنهان است اما مهم نیست همین کافیست که تو راه را میبینی و من تو را . . . . . . خدا یا گر نبخشی آنچه خواهم/گر ببخشی درد وبلا تو با هم به نام حکمت آنرا می پذیرم/که عشق غیر تو باشد گناهم . . . . . . نا کرده گناه در جهان کیست ؟ بگو آن کَس که گنه نکرده چون زیست؟بگو من بد کنم وتو بد مکافات دهی پس فرق میان من و تو چیست؟ بگو . . . . . . آفرین ها بر تو بادا ای خدا / ناگهان کردی مرا از غم جدا گر سر هر موی من گردد زبان / شکر های تو نیاید در بیان تو در جان منی من غم ندارم / تو ایمان منی من کم ندارم . . . . . . می گن با هرکی دوست بشی شکل و فرم اونو می گیری فکرشو بکن… اگه با خدا دوست بشی ، چه زیبا شکل می گیری . . .
. . . آرامش چیست ؟ نگاه به گذشته و شکر خدا نگاه به اینده و اعتماد به خدا نگاه به اطراف و جستجوی خدا نگاه به درون و دیدن خدا لحظه هایت سر شار از بوی خدا . . . . . . آنهایی که به بیداری خداوند اعتماد دارند ، راحت تر می خوابند . . . . . . خداوندا، مگذار آنچه را که حق می دانم به خاطر آنچه که بد می دانند، کتمان کنم . . . . . . در مقابل تقدیر خداوند مثل کودکی یک ساله باش وقتی او را به هوا می اندازی، می خندد چون ایمان دارد که تو او را خواهی گرفت . . . . . . خدا همه چیز را در یک روز خلق نکرده، ولی امان از این آدمیزاد که می خواد همه چیز رو یک روزه بدست بیاره و داشته باشه . . . . . . خداوندا مرا واسطه عشق خود میان آدمیان کن تا آنجا که نفرت است عشق را ارزانی کنم آنجا که تقصیر وگناه است ببخشایم آنجا که تفرقه وجدایی است پیوند بزنم . . . به نام بی نام او بیا تا شروع کنیم / در امتداد شب نشینیم و طلوع کنیم مهم نیست چگونه، چطور و چند / به یک تلنگر ساده بیا تا رجوع کنیم ببین که خاک چگونه به سجده افتاده / چرا غرور و تفاخر بیا تا رکوع کنیم . . . . . . خداوندا گرفتار آن دردم که تو درمان آنی بنده آن ثنایم که تو سزای آنی . . . . . . ملت عشق از همه ی دین ها جداست /عاشقان را ملت و مذهب خداست . . . . . . من جامه عاشقی به تن خواهم کرد در وادی عشق ترک من خواهم کرد یا وصل تو را به کام دل خواهم دید یا جامه عاشقی کفن خواهم کرد . . . . . . خداوندا تو را می خواهم ای از خاکیان برتر تو را می گریم ای در کهکشان جاری سکوت بغضهایم را جوابی ده غریبی های اشکم را پناهی باش . . . . . . بر رهگذرم هزار جا دام نهی گویی بگیرمت اگر گام نهی یک ذره ز حکم تو جهان خالی نیست! حکمم تو کنی و عاصیم نام نهی؟ . . . به صدای ناز باران تو بخوانیم دوباره / تو به انتهای حیرت برسانیم دوباره ز سر جهالت خود ز در تو خود براندم / تو کریم تر از انی که برانیم دوباره . . . . . . نظرات شما عزیزان:
![]() |