برچسب:, :: :: نويسنده : ایمان شهریاری
شب قدر است و طی شد نامه هجر / سلام فیه حتی مطلع الفجر . . . التماس دعا . . . ای همه افلاکیان فرمان برت / ای دو صد خورشید عبد قنبرت ای تو لبیک دعای مصطفی / یا امیرالمؤمنین یا مرتضی . . . در این شبها از شما التماس دعا دارم . . . در بیت خدا شیر خدا را کشتند / داماد نبی امام ما را کشتند یارب چه گنه داشت که در وقت سحر / آیینه روشن دعا را کشتند . . . بنال ای دل ،دل عالم غمین است / شب قتل امیر المومنین است پیمبر میزند بر سینه گویا / در این غم نوحه خوان روح الامین است . . . . . . ای خدا ای فاتح هر مشکلم / وی همه آرامش جان و دلم بشنو از دل راز یک بی آبرو / ده مجال گفتگویم ، گفتگو در شب احیا به تو رو کرده ام / خویش را با توبه همسو کرده ام . . .
ادامه در لینک زیر
. . . هر که گیرد آینه در پیش رو / کرده های خویش بیند مو به مو خویش را بیند که خود با خود چه کرد / تا بداند سخت باید توبه کرد . . . التماس دعا . . . اگر سربشکند جا دارد امشب / ندانم سر چه سودا دارد امشب غریب یثرب و مظلوم کوفه / هوای کوی زهرا دارد امشب . . . . . . طبیبا کودکان چشم انتظارند / بجز بابای ما بابا ندارد تکلم کن ز بیمارت سخن گوی / ولی آهسته در گوش حسن گوی . . . . . . پیامبر(ص): «هر کس شب قدر را بیدار بماند گناهانش آمرزیده میشود حتی اگر تعداد آنها به تعداد ستارگان آسمان و به سنگینی کوهها باشد…» . . . پیامبر اکرم(ص): «هر کس شب قدر را احیا بدارد تا سال بعدی عذاب از او برداشته میشود» . . . پیامبر اکرم(ص): «هرکس شب قدر را با ایمان و محاسبه بیدار ماند تمام گناهان گذشته و آیندهاش بخشیده میشود» . . . امام صادق(ع):«قلب ماه رمضان شب قدر است» . . . امام صادق(ع): «حضرت درباره شب قدر فرمود:شب فاطمه است و قدر خداوند است پس هر کس حق شناخت فاطمه را به جا آورد ، شب قدر را درک کرده است» . . . امام صادق(ع):«تقدیرات در شب نوزدهم است و حتمی شدن آن در شب بیست و یکم و امضای آن در شب بیست و سوم» . . .
در آخر یک شعر زیبا در مورد شب قدر بگذار تا بمیرم در این شب الهی / ورنه دوباره آرم رو روی روسیاهی چون رو کنم به توبه، سازم نوا و ندبه / چندان که باز گردم گیرم ره تباهی چون رو کنم به احیاء، دل زنده گردم اما / دل مرده میشوم باز با غمزه گناهی گرچه به ماه غفران بسته است دست شیطان / بدتر بود ز ابلیس این نفس گاه گاهی ای کاش تا توانم بر عهد خود بمانم / شرمنده ام ز مهدی وز درگهت الهی تا در کفت اسیرم قرآن به سر بگیرم / چون بگذرم ز قرآن اُفتم به کوره راهی من بندگی نکردم با خویش خدعه کردم / ترسم که عاقبت هم اُفتم به قعر چاهی با اینکه بد سرشتم با توست سرنوشتم / دانم که در به رویم وا میکنی به آهی ای نازنین نگارا تغییر ده قضا را / گر تو نمی پسندی تقدیر کن نگاهی دل را تو می کشانی بر عرش می کشانی / بال ملک کنی پهن از مهر روسیاهی دل را بخر چنان حُر تا آیم از میان بُر / بی عجب و بی تکبّر از راه خیمه گاهی امشب به عشق حیدر ما را ببخش یکسر / جان حسین و زینب بر ما بده پناهی آخر به بیت زینب بیمار دارم امشب / از ما مگیر او را جان حسن الهی در این شب جدایی در کوی آشنایی / هستم چنان گدایی در کوی پادشاهی نظرات شما عزیزان: ![]()
![]() |